تبليغاتX
من خواب دیده ام

"مجید نفیسی " از کم سن و سال ترین اعضای جنگ اصفهان است . کسی که "یونس تراکمه " از او به عنوان "شاعر ژنتیک " یاد می کند و خاطرات سال های دور "ابوالحسن نجفی " او را وامی دارد تا با شنیدن نام این شاعر ، لحظه ای مکث کند و سری تکان دهد که ؛ " استعداد غریبی بود " .
در شماره نخست جنگ اصفهان – تابستان 1344 – دو شعر "بدرود " و " گل های مصنوعی " وی با این پیشانی نوشت منتشر می شود ؛ " " مجید نفیسی 13 سال دارد . کلاس اول دبیرستان – یک سال می شود که شعر می نویسد... "
ما با " نفیسی " 56 ساله به گفت و گو نشسته ایم . گفت و گویی از پس مدار مخابراتی که امروز ما را در 1386 به 2007 نفیسی در شهرکی در غرب لوس آنجلس پیوند می دهد و چه قدر اشتیاق و سرشاری زندگی می تواند داشته باشد که از پس این همه فاصله تاب بیاورد و دامن ما را  هم در تهران  بگیرد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مریم منصوری  در ساعت 22:44 | لینک  | 

" خیلی وقت ها ، در این دنیا یک سوال کوچک ممکن است صد ها جواب داشته باشد ."  این را شهریار مندنی پور  می گوید ، هنگامی که از او می پرسم در کجای جریان ادبیات ایستاده ایم . که  دو سالی می شود که در امریکاست  و گاهی با فاصله نگریستن ، ما را از برخی توهم های خود ساخته می رهاند . نویسنده رمان " دل دلدادگی " به تازگی نوشتن رمانی را در آن سوی مرز ها  تمام کرده است که قرار بر ترجمه اش هست و انگار ناشر هایی هم برایش پیدا شده اند . با این همه هنوز دلش تنگ است برای نوشتن یک صفحه از داستانی مانند " باران اندوهان " ، یا " رنگ آتش نیمروزی " یا " اگر فاخته را نکشته باشی " در زیر زمین خانه اش ، در وطن......
 اصلا شاید همین فاصله است که به مندنی پور این امکان را می دهد تا موضوعی با عنوان "عدم وضوح در ادبیات ایران " را طرح کند و به کالبد شکافی اجتماعی و مردم شناسانه آن بپردازد . و نکته دیگر اینکه این مصاحبه به شیوه مکتوب و اینترنتی انجام شده است و به همین خاطر شاید پرسش های بسیاری  در دل پاسخ های "مندنی پور " بی جواب مانده باشد . 
  
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مریم منصوری  در ساعت 21:46 | لینک  |