جنون
در ظهر ظهیر الدوله باد می کند
و برگ ها
لاشه های پاییزند که روی زمین
و ابر
ـ معلوم نیست باران ببارد
این تمام فهم من از آسمان بی اعتنا ست ـ
و پسرهایی
که تمام کتاب ها را زیر و رو می کنند
به دنبال تو!
همینگوی عزیز!
تفنگ لعنتی ات را
کجا گم و گور کرده ای؟
کوه و بلندای سپید
و من
از عمیق دره
سر به آسمان می کشم
تا بشورد
بشورد از پیشانی ام
باران
که باز منتشر می شوی در تک تک کلمات
و از مرزهای خاطره
گذشته ای!
اواخر آبانماه سالجاري، دهمين دوره از جايزه ادبي منتقدان مطبوعات برگزار ميشود. در اين دوره، علاوه بر اعلام برگزيدگان در رشتههاي داستان كوتاه و رمان، هيئت داوران در هر دو اين حوزهها به معرفي كانديداهاي 10 كتاب برتر 10 سال اخير پرداختهاند كه در مرحله پاياني به معرفي بهترين رمان دهه و بهترين مجموعه داستان دهه ميپرازند.
اين 10 كتاب، از ميان كانديداهاي دورههاي پيش انتخاب شدهاند. به اين ترتيب اگر كتابي در همان سال انتشار، شانس كانديد شدن در اين جايزه را نداشته است، امكان حضور در اين رقابت را از دست ميدهد. ازسوي ديگر، از ميان آثار كانديد شده در دورههاي قبل هم، آثاري در اين مرحله از داوري حذف شدهاند، كه براي اهالي ادبيات اين اتفاق سوالبرانگيز بود كه از برجستهترين آنها ميتوان به «عقرب روي پلههاي راهآهن انديمشك يا از اين قطار خون ميچكد قربان!» نوشته حسين مرتضائيان آبكنار در بخش رمان و «شرق بنفشه» شهريار مندنيپور و «دوباره از همان خيابان» بيژن نجدي در بخش مجموعه داستان اشاره كرد.
به همين دليل بود كه بر آن شديم تا با احمد غلامي درباره عيارهاي زيباييشناسي و داوري آثار در جايزه ادبي نويسندگان و منتقدان مطبوعات گفتوگويي داشته باشيم و بيشتر و البته به صراحت راجع به كانديداهاي اثر برگزيده 10 سال ادبيات ايران صحبت كنيم.
ادامه مطلب
چکه می کند
از این خواب
خون
به تمام ملافه ها نشت می کند
و استخوان های پدر
از غایت درد
بی خواب شده اند
دریا
در سقف تاریک، موج بر می دارد
و مرغ های دریایی
جیغ می کشند و از خواب صریح زمستان
بیرون می زنند
تمام
تمام
تمام ِ خودم را
در کلمات
کلمات
کلمات
گریه می کنم
و تمام نمی شوم!
بسم الله آغاز نمی شود
و رنج کلمات
از میز چکه می کند
تا پیشانی من
که سوراخ
سوراخ
انبار تاریک خاطرات خیس
و تو
که در را باز می گذاری
تا باز نگردی