تبليغاتX
من خواب دیده ام - مادر شعری می‌شوم

 

بوی خون می‌دهد این سنگ

 سابقه‌ی قضایی‌اش را  اما...

نه!

 نخستین سطر‌های شعر‌های کودکی‌ات را زمزمه کن!

پرهای کلاغ‌ها هم که ببارند

سیاه

سیاه

ذهن من به قابیل ختم نمی شود

 

قرار ظریف سنگ و جمجمه‌ی من!

و مادر شعری می‌شوم

که شکوفه می‌زند

و پرهای ریخته‌ی خیال‌های تاریکم

که آواره‌ی تمام خیابان‌های شهر

 

نوشته شده توسط مریم منصوری  در ساعت 4:11 | لینک  |