یکشنبه 20 اردیبهشت1388
بیداری
در نگاه مقدس خورشید
در تکثر نقرهای ماه در پنجرههای شب
تا متبرک شود
این جزیره فرسوده
از تاریکی خواب و فراموشی مدام
و انعکاس صدای کودکی
که در گردش انوار فانوسهای دریایی گم شد
بیداری
و قاطعیت خطوط شکستهی حرفهایی
که خطوط صامت لبهایم را لرزاند
دستی که برای آخرین خداحافظی بالا می آید
به تنهایی پریشان بید
و عریانی لرزانش
در خاطرات زمستانی
سوگند خورده است
نوشته شده توسط مریم منصوری در ساعت 22:48 | لینک
|
