تبليغاتX
من خواب دیده ام - تقدیر سطرهای سفید

 

نفس‌های سی ساله که خسته نمی شوند

هر چند خسته

خسته‌یِ خسته که بشویم

این بار

تقسیم نمی‌شود

از چه بگویم

با تو

 که همیشه دیگری هستی و

                                     می‌مانی

 

دلشوره‌یِ مدام

که در شیب ِ احساسات ِ نمی‌دانم چرا

می‌روم تا ته

و می‌تکانم

می‌تکانم

تکه تکه‌های آفتاب و سر‌انگشت‌هایت را

ازاین ملافه‌ها که عوض می‌شوند

مدام

و زیر ِ زیر ِناخن‌هایم

تمیز نمی‌شود

از این هراس چرکی

که نبودنت را

تقدیر ِ سطر‌هایِ سفیدِ ملحفه می‌کند

از چه بگویم؟

با تو که

        همیشه

               دیگری هستی و

                                    می مانی

 

نوشته شده توسط مریم منصوری  در ساعت 18:38 | لینک  |