تبليغاتX
من خواب دیده ام - خواب‌های خیس

 

صیادان ِخواب‌زده

از بویِ خون و

هرم ِ اندوه ِ نخل‌های ِ سر بریده

جنون را

از پله پله‌های ِ نردبان ِ واژگون در آب

پایین می‌روند

و دست‌های سیاه

لنج‌هایِ پیر ِ گرسنه را

از قالب‌های یخ پر می‌کنند

تا سکویی

برای ِ سکون ِ افسون ِ ماهی‌های ِ تب‌زده

 

ماهیان گریخته

از لِک و لِک ِ پره‌هایِ پنکه‌ی سقفِ جنوب

از دیوانگی‌های شب‌های ماهِ تمام

و  نیمه‌ی ِ هوس ِ نجوای "دوستت دارم"های ناتمام

تا انقطاع ِ بوسه

که سقف     ریخته

                 ریخته

                 ریخته

 

و ماهیان گریخته

از آوار ِ خواب‌های ِخیس

تمام ِ تبِ جنوب را

ذره

    ذره

در آسمانِ نخل‌هایِ سر بریده...

 

تا همین امروز

که صیادان

خسته       خسته

از  انعکاس مضطرب خورشید

در بوی ِزهم ِ آب‌های مانده

صلات ظهر

با دست‌های خالی ِ خالی

 سینه‌ی آسمان  را خنج می‌کشند

و خواب

 استعاره‌ای ست

از سرزمین فراموشی

از تمام قطب جنوب

   

نوشته شده توسط مریم منصوری  در ساعت 0:35 | لینک  |